تبليغاتX
ورزشی

 

به نام خالق کوهها

 

چند هفته ای است، قصد اجراي برنامه ای خارج از استان را داريم، ابتدا با دیدن تبلیغات شركتي توريستي در شهرخرمدره به منظور اجراي برنامه کوهپیمایی، طارم به ماسوله، با راهنمايي آقای حسن نجاریان، تصمیم گرفته در این برنامه شرکت کنیم، ولی گويا به علت گرمی هوا اين برنامه لغو گرديد لذا هیئت کوهنوردی ابهرتصمیم بر اجراي برنامه ی صعود به قله الوند را طبق برنامه ی3 ماه ی دوم در تاریخ های 22 و 23 تیرماه مي گيرد.

در اين راستا جلسه ای در روز چهارشنبه مورخ 21/4/85 در دفتر هیئت با حضور آقای عباسی برگزار اعضا شرکت کننده در این برنامه مشخص قرار براین شد ظهرپنجشنبه به طرف همدان حرکت کنیم که به خاطرمشکل کاری یکی از اعضا ساعت حرکت به ۱۶ بعد از ظهر موکول می گردد. 

 

22/4/85

طبق قرار همگی در ساعت 16 در محل تربیت بدنی گرد هم آمده ایم با کوله بارهایی سنگین، در انتظار حركتيم که این انتظار به بیش از یک ساعت بطول  می انجامد و  سر آخردریغ از حتی زدن  زنگی به  منظورعدم تاًخير، باري ساعت 17:50 دقیقه حركتمان به سوي همدان شهر دیدنی و تاريخي آغاز می گردد.

 لحظات خوش با همنوردان بودن به سرعت سپري می شود، با گذراز شهر رزن آفتاب چهره بر کشیده و جای خود را به پولک های آسمانی می دهد تا با ناز زیبایی های خود را به رخ ما بکشند

ساعت 22:30 دقیقه وارد شهر همدان می شویم ابتدا قصد داشتیم شبانه خود را به پناهگاه میدان میشان در دامنه ی الوند برسانیم ولی گویا طی تماسی که آقای عباسی با مسئول پناهگاه آقای خدایی گرفتند مشخص گردید پناهگاه پر و جاي کافی موجود نمي باشد.در دل احساس نا رضايتي مي كنيم از اينكه هوای فرحبخش ارتفاع چند هزار متری پناهگاه  را از دست داده ایم طبق تصمیم سر پرست، شب را زير سقف چادر در پارکی که دراینجاو آنجا مسافرانی از شهر های مختلف، چادر های رنگ و وارنگ خود را بر پا کرده اند می گذرانیم، پس از خوردن شام كيسه ها خواب از چشمانمان ربوده به انتظار صبح و دیدن مناطق زیبای الوند،ولی گویا ما نیز مانند زمان در بستر شب خواب و بیداریم.

  

23/4/85

ساعت 4:30 دقیقه ی صبح با بیدار باش سر پرست از جا برخواسته هوا گرگ و میش است و آسمان آرام آرام رنگ آبی خود را بدست آورده، با سینه ای باز خورشید را پذیرا مي شود تا گرمای آن گرمی بخش وجودمان شود کوله هایمان را آماده کرده با گذاشتن وسایل اضافی دردا خل خودرو به طرف گنجنامه حرکت می کنیم با سر کشیدن ساقه ی نازک صبح از پس کوه ها و هوای لطیف صبحگاهی که روح تازه ای به انسان می دهد به طرف الوند حرکت می کنیم.

 

چو صبح، از کوه سر بر کرد

هوا آرام ، شب خاموش

 

گنجنامه مملو است از کوهنوردان و خانواده هایی که قصد رفتن به بالا را دارند ، تا بلكه روز خوشی را با خانواده در این طبیعت زیبا بگذرانند ، بطری های آب را پر کرده گام در راه مي نهيم پشت سر این عزیزان و نمی دانیم تا کی با هم هستیم.

هوای خنک صبح ،و دیدن کوهنوردان همگی دست در دست هم می دهند تا سختی مسیر را حس نکنیم و آرام ارتفاع بگیريم با رسيدن نزدیک آبشار گنجنامه اقدام به گرفتن چند عکس یادگاری و استراحتی کوتاه نموده گام در راه مي كشيم، دو ساعتي راه پيمايي از شيبي كه در وسط قدري تند مي شود ما را به پناهگاه ميدان ميشان می رساند.

ساعت ۷:۲۵ دقیقه ی صبح را نشان می دهد با خبر می شویم که یک گروه ۱۰۲ نفره زنجان با سر پرستی هیئت زنجان 45 دقیقه ی قبل به طرف قله حر کت کرده اند با استراحت کوتاهی در پناهگاه حر کت خود را این بار با جلوداری خانم اکبری به طرف الوند ادامه می دهیم در طرف چپ جاده ای که حرکت می کنیم دشتی سرسبز با آبی زلال که صدایش آرامشی غیر قابل وصف می دهد وجود دارد  .

گام از جاده بر می کنیم و دل به تما شای عشایر خستگی ناپذیر با لباس های محلی زیبایشان که هر یک مشغول انجام کاری می باشند مي سپاريم ، رمه ها آزادانه در دشت به چرا مشغولند، شيبي ملايم ومارپيچ رو به سوي غرب ما را به محلي به نام "تخت نادر"مي رساند، جلو دار تيم با آهنگ منظمي حركت كرده تا مسن ترین اعضاء نیز بتواند همگام با ما از این طبیعت خدادای نهایت استفاده را بکنند . چشمه ي گوارا با منظره ی زیبا و چشم اندازبي همتا خستگی از تن می زداید با دیدن همنوردان زنجانی خصوصاً آقای نجاریان با گفتن خسته نباشید و اینکه قله در چند قدمی و همین نزدیکی هاست انرژی از دست رفته را به ما برمی گردانند.

با آنکه الوند را با تمام زیبایی هایش در چند قدمیمان می بینم جالب است با حرکت ما به طرف بالا قله دور می شود ولی عشق صعود و لذت دیدن مناظر و کوه ها از ارتفاع 3428 متری باعث می شود خستگی را به جان خریده به چیزی جز قله فکر نکنیم.

ساعت 11 صبح به پایین قله می رسیم مسیری را برای صعود به قله که درگیری با سنگ دارد انتخاب کرده ساعت 11:30 دقیقه پا بر قله مي گذاريم در كنار همنوردانی که از شهرهای دیگر آمده اند. خدا را سپاس می گوییم که به ما توفیق داد تا در چنین جایی قرار گرفته شكر نعمت به جاي آوريم .

وقت زيادي نداريم از اين رو سريعتر سرازير مي شويم،گرسنگي باعث مي شود اين سوال تکراری مدام ازسرپرست پرسيده شود، کی نهار می خوریم؟با رسید ن به تخت  نادر اتراق کرده در کنار چشمه سفره ی نهار گسترده مي شود. و خوشحالي ما صد چندان می شود وقتی می بینیم میهمان املت آقای عباسی هستیم برق شادی در چشمانمان می درخشد.

 

 پس از صرف ناهار ساعت 14:30 دقیقه کوله بر دوش در حالي كه بارمان سبك شده مسیر آمده را به طرف پایین طی می کنیم. با ترك كوهنوردان و مسیر خلوت شده احساس تنهایی می کنیم و غصه گریبان گيرمان مي شود. ساعت15:25 دقیقه به پناهگاه میدان میشان رسیده گويا ما آخرين مسافران اين قله خاموشيم كه بدرود مي گوييم اين زيبايي هاي بي بديع را، راه گنجنامه به آساني طي مي شود ساعت17:15دقیقه در کنار کتیبه ها چند عکس یادگاری گرفته وسایل را جمع کرده به طرف ابهر براه مي افتيم واين در حالي است كه احساس رضايت مي كنيم از تجربه هاي بدست آمده دتنگ، دلتنگ از اینکه دوباره چه موقع به دامان الوند خواهيم برگشت!! شايد بهار كه وصفش را شنيده بوديم، فصل گل ، ريحان، بنفشه، و... بزودي خاموشي مطلق بر ميني بوس چهره مي افكند و شايد خر و پفي از گوشه اي سكوت را بشكند.

 

اوساکت است و کوه همه آواست 

با من غریب نیست ، آواز کوهها

 

تابلوی شهر ابهر " لطفاً با لبخند وارد شوید" ما را به وجد مي آورد و اين در حالي است كه ماه به نرمی و با پای برهنه در آسمان می سُرد و چلچراغ های آسمان به دنبال آن در دل شکر گذار خدا می شویم و از سرپرست محترم تشکر كه راهبري ما را نمود.

 به امید اجرای برنامه های بزرگتر به خانه های خود می خزيم.

 

اعضای شرکت کننده :

 

 آقایان :

مصطفی عباسی (سر پرست)

 اصغر احمدیان سید

  علی قرایی

 

خانمها :                          

مهدیه رجبی

 مهناز خلفی

سارا  خلفی                                                 

اکرم عباسی

 خانم ابوترابیان

خانم حسینی

پریا احدی

 سمیه اکبری

 زهرا قرایی

   

سمیه اکبری

تیر 1385

 

 

 

+ نوشته شده توسط در و ساعت |