سال هفتادو پنج بود و هوا بارانی
سه نفر بودیم
رفته بودیم شتر کوه
حدود ساعت ۱۰ بود تازه آفتاب از پشت ابرا در اومده بود ...
حدود ۲۰ متر از مسیرو طی کرده بودم که به زیر لانه عقاب رسیدم .بارون که دقایقی پیش بند آمده بود
هرچی گیره تو مسیر بود رو شسته بود .
با کمی تلاش تونستم خودمو به بالای طاقچه برسونم ُشروع کردم به برپا کردن کارگاه اولین میخو کوبیدم
تا اومدم دومین ابزارو بزارم (فرند)..... جا بزارم
به خودم که اومدم دیدم با حمایتچیم فاصله ای ندارم حدودا ۱۲ متر یا ۱۵ متر پاندول شده بودم.
حالا چرا پاندول شدم؟؟؟
طناب حمایت بین پاهام بود .فرندو که خواستم در بیارم مجبور شدم طنابو از بین پاهام خارج کنم
و پامو که بلند کردم زیر پای بعدیم خالی شد و یهو دیدم که رو هوام...



