تبليغاتX
ورزشی

این هفته به همت ۵ نفر از سنگنوردان ابهر دو کارگاه بر روی  دو مسیر در ارتفاعات چشمه علی بر پا شد

برای تماشای عکسها به سایت زیر مراجعه کنید

http://www.summitpost.org/object_list.php?contributor_id=34245&object_type=3&orderby=object_scores.score&page=1

این هم چند عکس از برنامه ۲۰/۱۱/۸۵

که در زنجان قله گاوازنگ  به مناسبت یاد بود کوهنورد فقید آقای ابوالفضل زمانی

برگزار شد و ما هم به همراه ۷نفر از دوستا رفتیم

+ نوشته شده توسط کازم در و ساعت |
دوستای خوبم شاید این مطلب کمی به نظر طولانی برسه ولی خواندنش خالی از لطف نیست
 به مناسبت سومین سالگرد
 با نخستين پرتو خورشيد كه از پس كوههاي مشرق پرتو افكني مي كند پاي در يخچال مي گذاريم راستش نماز خواندن در اينجا چه كيفي دارد . نمي دانم چرا اينقدر حال نماز خواندن پيدا كرده ام دوست دارم . مي خواهم . نياز دارم كه با او رو در رو بايستم حرف بزنم و بخواهم كه مرا خالي نگه ندارد كه چنان در نظرديگران بزرگ جلوه كنم اما تو خالي پوچ و پوك و بي معني و حتي اينكه شعور درك اين زيباييها را نداشته باشم .
قسمتي از نوشته حسن زرافشان ـ صعود دره يخار ـ 1376 ) كتاب فروش كوچك اندام و خنده روي كوچه كليساي قزوين ، ورزشكاري با تجربه ، مربي كاراته انديشمند،  و انديشه ورزي توانا و كوهنوردي با تكنيك بود . كسي كه شاگردانش را مانند فرزندانش دوست داشت .
حسن زرافشان در سال 1343 در ماهي كه طبيعت دوران به استقبال شكوفه ها مي رود . چون گل سفيد كوچكي از دل برف ها سرك كشيد و چشم باز كرد .
خورشيد را ديد ؛كوهها ،‌آدمها ؛ دشتها و كتابها را حس كرد كه وجود نامرئي در همين نزديكي ها نوك آن قله كوه هست كه بايد به جستجويش برود و بشناسدش . خدا را زماني كه در كنكاش هايش پيدا كرد كه خود را يافته بود . از نوجواني ورزش را آغاز كرد و سعي كرد همزمان با پرورش جسم ؛ روحش را هم آموزش بدهد و به وسعت دشتها برساند . ياد گرفت كه بايد ياد بدهد و شاگردانش را هدفمند و ساعي تربيت كند . كم كم با قله هاي بلند دوست شد . مردان زيادي دستهايش را گرفتند و بالا كشيدند . ( مربيان مهربان او آقايان : حسن ميرابي ؛ سياهپوش ؛ اشتري ؛ خلج ، نوري ) او هم به نوبه ي خود دستهاي مهربانش را در دستهاي ديگران گداشت و كمك شان كرد تا اوج ها را ببينند . چون اوج را دوست داشت در اوج بودن ؛ در اوج ماندن و در اوج پريدن را . آرام آرام حسنك وار از كوه ها بالا رفت تا خورشيد را كه آنقدر دوست مي داشت از پشت ابرهاي نا آگاهي بيرون بكشد تا مردمي كه عاشقانه دوستشان داشت در انوار آسماني اين پرنده طلايي بهتر زندگي كنند . هجرت براي او مفهوم آبقاد كردن را داشت و ساختن از اهداف برتر او بود . ساختن در بلنديها و يافتن در عمق درون . هجرت كردن براي او معناي انسان ساختن را داشت و از خويشتن خويش بارها و بارها رها شدن و در ارتفاعات انسانيت ماوراء گرفتن .
كتابفروشي كوچك اما جذابش پاتوق محقان ؛ دانشجويان ؛ استادان ؛ ورزشكاران و تمامي شيفتگان دانايي بود . هميشه بهترين ها را داشت ؛ بهترين شعر ؛ بهترين موسيقي ؛ ...
داخل كتابفروشي كه مي رفتي گلدانهاي كوچك چشم نواز و خوشنويسي هاي زيبا چشمهايت را مهمان صميميت مي كرد و بعد مردي مصمم از لا بلاي كتابها و از ميان حضور هزاران نويسنده سلامت مي داد و تمام دانشش را چون موجي از مهر به سويت روان مي كرد . حسن زرافشان مردي بود با تمام ضعف ها و قوت هاي يك انسان ؛ اما وجه تمايزش با ديگران در اين بود كه عاشق مردم و ميهنش بود . آموزش ديدن و آموزش دادن را دوست داشت . آموزگار گمنامي بود كه كلاسهاي باز آموزي شركت مي كرد . كلاسهايش بيشتر به مكاشفه شبيه بود تا كلاس خشك آموزشهاي كليشه اي . او مدرسي بود كه جسم و روح را توامان در دستهاي تواناي دانش پرورش مي داد . معتقد بود كه با كمترين امكانات بايد بيشترين نتايج را گرفت . او در دوره هاي بسياري كه در شهرها  و استان هاي كشور برگزار مي شد شركت كرد . برخي از دوره ها به شرح ذيل است :
ـ اولين دوره كارآموزي ؛ سال 1360 ـ مربي آقاي حسن ميرابي
ـ اولين كلاس كارآموزي ؛ شيرپلا ـ 1361 ـ برگزار كننده فدراسيون كوهنوردي
ـ اولين دوره مربيگري درجه 3 سنگنوردي و يخنوردي شيرپلا و علم كوه ( يخچال اسپيلت ) ـ سال 1364
ـ اولين دوره كلاس مربيگري درجه 2 سنگنوردي ، پل خواب ـ 1367
ـ دوره كلاس طراحي مسير داخل سالن ، سال 1373 ـ زير نظر دو مربي فرانسوي
ـ شركت در كنگره اخلمد
ـ دو دوره كلاس بازآموزي مربيگري درجه 2 ـ 1382
حسن زرافشان در طول عمر كوتاه خود صعودهاي شاخص بسياري انجام داد . چون از نظر آمادگي جسمي در سطح بالايي قرار داشت و هميشه جسم و روح آماده و هوشياري داشت . صعودهاي او در نوع خود بي نظير بوده ، يا براي اولين بار ر ايران انجام گرفته است . بازگشايي مسير خط الراس جنوبي به شمال علم كوه ( گردون كوه ، خرسان جنوبي ، خرسان شمالي ، علم كوه ) از جمله كم نظيرترين صعودهاي او و همنوردانش در زمستان بود . برخي از صعودهاي  شاخص زنده ياد  زرافشان به شرح ذيل است :
ـ اولين صعود زمستاني به قله خشچال ، 1360
ـ صعود قله دماوند از جبهه غربي ، خرداد 1360
ـ اولين صعود زمستاني به قله سيالان ، بهمن 1361
ـ صعود زمستاني خراسان جنوبي اولين بار ( نا موفق )د بهمن 1365
ـ صعود قلل علم كوه و ديواره مسير قزوينيها ، مرداد 1362
ـ صعود قلل علم كوه ـ گرده مرداد 1364
ـ  صعود زمستاني شاه البرز ( نا موفق ) بهمن 1362
ـ صعود ديواره علم كوه  ـ مسير لهستانهيا 53 ، مرداد 1365
ـ صعود شير كوه يزد و تزرجان ، آبان 1368
ـ صعود قله چوپار كرمان ، 1379
ـ صعود قله تفتان زاهدان ـ 1379
ـ صعود ديواره علم كوه از مسير نجاح
ـ صعود ديواره علم كوه از مسير لهستانيهاي 48
ـ صعود ديواره يخي اسپيلت
ـ صعود دره يخار ـ دماوند
صعود دماوند از جبهه شمالي
ـ فرود دره اندرسم
ـ شركت در اردوهاي تيم ملي براي صعود در اورست پاييز 1376 تا آخر زمستان
ـ قله دماوند از جبهه غربي ـ زمستان
 ـ يخچال سبلان
ـ سر كچال به خلنو
 ـ اردوي تيم يخنوردي شيرپلا
ـ اردوي يخنوردي جاده چالوس
ـ صعود يخچال شمالي سبلان و جمع آودي طناب ثابت
ـ صعود ديواره يخي شمالي سبلان در صعود سراسري سال 1375
ـ صعود مسير لهستانيهاي 48 سال 1378
 ـ صعود مسير لهستانيهاي 48 سال 1379
ـ صعود مسير لستانيهاي 53 سال 1376
ـ صعود مسير لستانيهاي 53  سال 1369  
ـ صعود قله هزار كرمان ، پاييز 1377
ـ امداد دره اندرسم ( نجات حميد حبيبا‌ ) ـ 1374
ـ صعود خط الراس جنوبي به شمالي علم كوه براي اولين بار در ايران ـ صعود زمستاني اسفند 1378
ـ صعود انفرادي زمستاني قله خشچال
ـ صعود زمستاني خط الراس خشچال به سيلان 1381
ـ امداد دره يخار ( نجات زينال مظلومي ) خرداد 1379
كلاسهاي برگزار شده به مربيگري حسن زرافشان
 
ـ اجراي كلاسهاي مربيگري درجه 3 سنگ نوردي ، آبان 1380
ـ اجراي كلاسهاي كارآموزي
ـ اجراي كلاسهاي كوهپيمايي مقدماتي
اگر مي خواهي راه فراز كوه را بداني   بايد از مردي بپرسي كه در آن آمد و شد مي كند .   
نجات دادن يك انسان كاري است بس ارزنده و قابل تقدير، چون هر انسان دنيايي است ناشناخته و با مرگ او دنيايي مي ميرد . حسن زرافشان همواره آماده كمك رساني به انسانهاي دردمند بود حتي اگر خودش در شرايط بدي قرار داشت در هر زمان كه انساني نيازمند ياري بود عاشقانه و با دل و جان به سويش مي شتافت . زلزله منجيل ، زلزله آوج ، زلزله دلخراش بم همه از نمونه هايي هستند كه او حضور مستمر و فعال خود را به ثبت رسانده ، اگر چه هميشه از رياكاري و جارو جنجال مي گريخت اما مهرباني پاداشي جز مهرباني ندارد او هيچ وقت از يادها نخواهد رفت زينال مظلومي و حميد حبيبا دو تن از افرادي هستند كه زرافشان را به خاطر فداكاري و ايثارش هرگز از ياد نخواهند برد .
چه مي تواند بود ؟ نمي دانم اما از هيبت و حق شناسي اشك هاي من فرو مي ريزد .
امداد و نجات دره يخار ـ زينال مظلومي ـ سال 1379
من زينال مظلومي هستم 6 شبانه روز در يكي از ترتفاعات خطرناك دماوند با خداي خودم تنها بودم . 6 شبانه روز بدون آب و غذا در دره يخار زندگي مي كردم . تنها كسي كه آمد بدون هيچ امكاناتي و مرا نجات داد حسن آقا بود . فقط مي توانم بگويم حسن براي من يك زندگي ديگر آفريد .
امداد و نجات دره اندرسم ـ 1374 ـ 30 شهريور
حميد حبيبا به علت سقوط درون آبشار از ارتفاع زياد دچار آسيب ديدگي از ناحيه پا () شكستگي پاي چپ از ناحيه گردن ران ) و شكسته شدن دنده هاي سمت راست و فرو رفتن آنها به داخل ريه مي شود كه تنفس براي زرافشان با وجود شرايط ويژه اي كه داشتند همراه گروه امداد ( مادر ايشان در آن زمان دچار بيماري لا علاجي شده بودند و احتياج به مراقبت خاص داشتند ) سريع خودشان را به منطقه مي رسانند و با همكاري هم حميد را از دره پايين مي آورند . حميد مي گويد : خدا را شاهد مي گيرم كه اگر حسن نبوده به علت سختي مسير و وضعيت وخيم من امكان موفقيت خيلي كم بود . شايد در حد صفر هم نبود .
من زندگي دوباره را به لطف خداوند ، مديون حسن زرافشان هستم .
حسن زرافشان شاگرد حق شناس و تيزهوشي براي مربيانش بود هنگامي كه براي مصاحبه با مربيان محترم او تماس گرفتيم با اشتياق دعوتمان را پذيرفتند و با كلماتي پر از مهر و صميميت از او ياد كردند . از لحظه هايي گفتند كه او را در هنگامه شكفتن و باليدن ديده اند . شكفتن در مه ، مثل است كه نيلوفري زير نور ماه چشم مي گشايد . از مهربانيهاي آن بزرگواران جملاتي برگزيده ايم تا او را بهتر بشناسيم :
آقاي عبداله اشتري :
حسن در طول دوره ها خيلي خوش مشرب و بذله گو بود و با شادي و گشاده رويي برخورد مي كرد . سعي مي كرد ارتباطش را با همه حفظ كند . اخلاقي كه حسن داشت حسن سلوكش هميشه زبانزد بود . صعودهاي زمستاني او از جمله باز گشايي مسير خرسان در زمستان و ارزش اين مسير گشايي كه يكي از برجسته ترين صعودهاي زمستاني در ايران است خيلي بالاست . حسن زرافشان يك قهرمان ملي بود.
او تلاش مي كرد ورزش كوهنوردي را گسترش دهد . او شايسته جاودانگي است .
عشقي كه به ايران داشت . درد اشناي مردم كشورش بود . هميمن چيزهاست كه او را يك مربي خاص مي كند .
آقاي محسن نوري :
هميشه مثل اين بود كه حسن را از زمانهاي دور مي شناختم چون بسيار صميمي بود . يكي از مدرسان خوب ما ، كه كلاسهايش را شديدا تحت تاثير قرار مي داد . زنده ياد زرافشان به دنبال قهرماني و مسابقه نبود و بيشتر تلاش مي كرد دانش خود را افزايش دهد . با تمام اقشار در ارتباط بود . اخلاق و برخورد مناسب داشت و چون تمام زمينه ها را آزمايش   كرده بود و آگاه بود .
عزيز خلج :
حسن زرافشان كوهنوردي ايده ال بود . با مردم بود . در اردوها مدام كنكاش مي كرد . تا افرادي را كه از جاهاي مختلف آمده بودند را بيشتر بشناسد و از بين آنها دوستاني را براي خود انتخاب كند براي ارتباط بيشتر . درون گرا بود و ظاهر ساز نبود . دوست داشت دوستانش را با خودش بالا بكشد . قانع و با پشتكار بود . در اردوها با بچه هاي مناطق محروم صميمي برخورد مي كرد . جوينده بود . اصالت داشت . شاگردانش بايد راهش را ادامه بدهند .
مربي كاراته حسن زرافشان :
حسن هميشه مي گفت : ( قهرمان واقعي قهرماني است كه مثل جلال ال احمد زندگي كند ورزشكار بايد در مردم گم باشد . با مردم زندگي كند ) مفهوم قهرماني را اينطور قبول داشت .
 ياد گرفتن شيرين و پر خاطرخ است به سراغ شاگردان برجسته حسن زرافشان رفتيم . شاگرداني كه هر روز بارها و بارها خاطراتش ، درسهايش را مرور مي كنند و رفتنش را هنوز باور ندارند با ما حرف مي زدند ستايش و سپاس خود را براي او كه دور است و در همين نزديكيهاست  مي فرستادند ، با چشمهاي اشك آلود و صدايي كه بغضي پنهان داشت .
 هم اكنون بپرس ، هم اكنون بپرس ، چنين مي گويد شب نم ، و مي غلتد و مي گذرد .
 محمد حسني ها نايب قهرمان آسيا ( نوجوانان ) سال 1380 او به من آموخت ك به ديگران بياموز تا اموخته هاي خويش را فراموش نكني .
 محسن حسني ها نايب قهرمان سنگ نوردي كشور ( داخل سالن ) حسن آقا مي خواست كه بچه ها فقط به فكر ورزش كردن قهرمان شدن نباشند او مي خواست به بچه ها زندگي كردن را ياد بدهد .
 هميشه به فكر مردم بود . زندگي او به خاطر ما بود . او براي من مثل خدا بود .
 مهدي هاشميان نايب قهرمان نوجوانان آسيا 1380.
حسن آقا هميشه مي گفت : ( خوب ياد گرفتي ، خوب ياده بده )
 ميثم تقي پور : نايب قهرمان آسيا
 حسن آقا بسيار دلسوز ، پر تلاش ، متعهد و مهربان بود و بدون چشم داشت و عاشقانه سعي مي كرد . توانايي هاي شاگردانش را افزايش دهد .
 گزارش فرود و امداد و نجات هفت خوان به روايتي ديگر اسفند 82.
 خبر حادثه كه به قزوين رسيد بچه ها گيج و سرد در گم شدند . دوستي در شرايط بدي قرار داشت . هنوز واقعه پروازش قطعي نبود . قلبها پر تپش در قله خوان هفتم مي زد و همه مستاصل اما در تكاپو براي كمك رساني به عزيزشان . امام همنوردانش چه كشيده اند در اين هنگامه بلا ، مدام از خاطرشان مي گذرد كه او گفته است : برگرديم و به ياد هر انسان ، درختي بكاريم . پس چه شد چرا به خواب رفته و بر نمي خيزد . چرا انهمه اميد و تلاش ناگهان خاموش در بلنداي خوان هفتم به آرامشي اهوراييرسيده است . همنورد او حميد صفر بالي از نحوه فرود و اضطرابهايش مي گويد :
 تلاشهاي ما براي احياي قلبي ـ ريوي حسن زرافشان جواب نداد . هوا بهاري بود و چادر در امنيت كامل بر پا شده بود . براي يك هفته غذا داشتيم . اما وسايل براي پايين بردن حسن آقا كافي نبود و امكان ناموفق بودن عمليات بالا بود . در ارتفاعات هفت خوان به علت وجود حيوانات وحشي تنها گذاشتن پيكر ياد حسن زرافشان كار درستي به نظر نمي رسيد . در ضمن ما از مرگ ايشان مطمئن نبوديم و احتمال مي داديم كه نبض و تنفس برگردد . براي همين تصميم گرفتيم اميد در چادر بماند تا اگر علائم  حيات پديدار شد عمليات قلبي ـ ريوي را ادامه دهد و چون من از ابتداي صعود منطقه را زير نظر داشتم و اطراف را به خوبي مي شناختم پايين بروم و كمك بياورم . ( كساني كه در صعودهاي استثنايي شركت مي كنند بايد افرادي باشند كه توانايي خيلي بالايي داشته باشند تا اگر مشكلي پيش امد بتواند سريع آن را مرتفع كنند .) از چادر بيرون امدم منطقه را زير نظر گرفتم خرسان جنوبي به گردونه كوه پوشيده از برف و همراه با خطر ريزش بهمن بود . در ضمن زمان زيادي طول مي كشيد تا به روستاي پيراچان يا پناهگاه رودبارك برسم . بنابراين فقط يك مسير باقي مي ماند كه كوتاهترين و امن ترين راه بود . و ان هم مسير دره سه هزار بود كه مرا با اطمينان كامل و در زماني كوتاه به روستاي درجان مي رساند . همان راه را پايين آمدم و در راه پروانه ي را كه در دام افتاده بود نجات دادم و از خداوند خواستم كه از اميد محافظت كند .
پروانه ناپديد شده است و روح من به سويم باز مي آيد .
 به روستا كه رسيدم با دكتر جوادي تماس گرفتم و سريع خودم را به رودبارك رساندم و با بچه هاي سيمرغ تماس گرفتم و اصرار كردم كه از مسير دره سه هزار خودشان را به اميد و حسن زرافشان برسانند . در عرض 4 ساعت مسير را طي كرده و خودم را به روستاسي درجان رسانده بودم .( از 11 – 15)
 عمليات امداد و نجات خوان هفتم – 12 اسفند ماه 1382 تيم هاي امداد و نجات به همت و سرپرستي  آقاي دكتر جوادي تشكيل شد و تيم اول همان شب صعودشان را از مسير يال مناره و پراچان به خرسان جنوبي آغاز كردند تيم دوم روز بعد با هليكوپتر عازم منطقه شد و تيم سوم كه متشكل از نزديكترين شاگردان حسن زرافشان و اعضاي گروه كوهنوردي سيمرغ بودند بعد از ظهر روز دوم از مسير پيشنهادي حميد يعني دره سه هزار به طرف خوان هفتم حركت كردند . در مسير جركت انسانهاي مهرباني به كمكشان شتافتند تا انها زودتر به چادر برسند . از جمله اين انسانهاي صميمي آقايان : مقدم و مافي بودند كه وسيله نقليه در اختيار بچه ها گذاشتند و اهالي محترم درجان كه كمكهاي فراواني به تيم نمودند و حتي چند تن از انها تيم سوم را تا چادر همراهي كردند . و سرانجام تيم سوم بعد از ظهر روز پنج شنبه به محل چادر رسيد البته اگر از ابتدا تيم اول هم از اين مسير حركت مي كرد عمليات امداد و نجات سريعتر انجام مي شد . روز جمعه كار حمل پيكر حسن زرافشان به پايين آغاز شد . كه در اواسط روز تيم اول هم خود را به گروه سوم رساند البته گروهي هم با هليكوپتر هلال احمر عازم منطقه شدند كه به علت بدي وضعيت منطقه و مجهز نبودن هليكوپتر عملاً كاري از پيش نبردند . قابل ذكر است كه امكانات كم و ناچيز امدادي در كشور و به خصوص در سازمان هلال احمر باعث شده است كه عمليات امداد و نجات در ارتفاعات صرفاً توسط نيروي انساني انجام بگيرد . كار انتقال تا روستاي درجان تا روز شنبه ادامه داشت و در همين حين تيم چهارم كه از دوستان و همنوردان قديمي حسن زرافشان بودند خود را قبل از روستا به او رساندن . در ضمن هليكوپتر نيروي انتظامي هم در اختيار امدادگران قرار گرفت كه به علت برد كم پرواز كه مشكل ساسي اينگونه پروازهاست كار مفيدي انجام نداد و مجبور به فرود در منطقه بسيار دورتر از محل شد . در نهايت شنبه شب پيكر حسن زرافشان در ميان استقبال عظيم دوستداراتش وارد قزوين شد .
 حسن زرافشان شيفته شخصيت امام حسين (ع) بود و او را معلم آزادي و سردار آزادگي مي دانست و بالاخره هم در ماه محرم و روز عاشورا به ديدار مردي شتافت كه جهاني عاشقانه دوستش دارند . او از اوجها به سوي بلنداي بي نهايت بخشش و فداكاري پرواز كرد .
سعديا مرد نيكو نام نميرد هرگز
مرده ان است كه نامش به نكويي نبرند
 در پايان از انسانهاي پر مهري كه در عمليات امداد و نجات شركت داشتند از جمله :
 تيم اول ( اقايان احمد بهرامي ، محسن حسني ها ، حسين شيخي ، منصور غلامي ) تيم دوم ( آقايان : دكتر حوادي ، مهدي رزاقيها ، مسعود امامي ) تيم سوم ( شاگردان حسن زرافشان ) ( آقايان : حميد حبيبا ، جلال موسوي ، محمد حسني ها ، مهدي هاشميان ، مجيد مسافر ، رضا بابايي ، هادي قريشي ، ايمان مير مظلوم ، بابك قصيحي ، مازيار شفاعتي ، محمد رضا لشگري ) تيم چهارم ( آقايان : مصطفي سلطاني ، منوچهر ضائيان ، اصغر لطفي ، حسين سيمياري ) تيم اعزامي هلال احمر ( آقايان : حسن ميرابي .کاظم حاجی حسنی. يزدان بهرامي . مهرداد كرمي / حكمت هاشمي )
 اهالي محترم درجان ( آقايان : حاج ابوطالق صادقي ، احمد صادقي ، شهريار ابوالحسني ، شيردل صالحي ، مسيب صالحي ) آقاي اسماعيلي – رئيس هيات كوهنوردي تنكابن – آقاي صفاريان – رئيس هيات كوهنوردي قزوين . سازمان جمعيت هلال احمر قزوين و مربيان محترم حسن زرافشان ( آقايان : ميرابي ، نوري ، اشتري ، خلج ) آقاي دكتر صالحي مقدم ، مدير مسئول محترم فصلنامه كوه كه در تهيه اين گزارش ما را ياري كردند سپاسگزاريم و اميدواريم كه اين انسانهاي مهربان بر روي كره زمين همچنان پايدار باشند .
 
+ نوشته شده توسط کازم در و ساعت |

سایت معرفی شده جدیدا به همت یکی از مربیان دوچرخه سواری شهر ابهر

آقای جابرتاریوردی راه اندازی شده

منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستیم

 

 http://abharbik.blogfa.com/

 

 

+ نوشته شده توسط در و ساعت |
آقاى جك، رفته بود استخدام بشود . صورتش را شش تيغه كرده بود و كراوات تازه اش را به گردنش بسته
 بود و لباس پلو خورى اش را پوشيده بود و حاضر شده بود تا به پرسش هاى مدير شركت جواب بدهد . آقاى مدير شركت، بجاى اينكه مثل نكير و منكر از آقاى جك سين جيم بكند، يك ورقه كاغذ گذاشت جلوش و از او خواست تنها به يك سئوال پاسخ بدهد . سئوال اين بود : "شما در يك شب بسيار سرد و طوفانى، در جاده اى خلوت رانندگى ميكنيد، ناگهان متوجه ميشويد كه سه نفر در ايستگاه اتوبوس، به انتظار رسيدن اتوبوس، اين پا و آن پا ميكنند و در آن باد و باران و طوفان چشم براه معجزه اى هستند .يكى از آنها پير زن بيمارى است كه اگر هر چه زود تر كمكى به او نشود ممكن است همانجا در ايستگاه اتوبوس غزل خداحافظى را بخواند . دومين نفر، صميمى ترين و قديمى ترين دوست شماست كه حتى يك بار شما را از مرگ نجات داده است . و نفر سوم، دختر خانم بسيار زيبايى است كه زن رويايى شماست و شما همواره آرزو داشته ايد او را در كنار خود داشته باشيد . اگر اتومبيل شما فقط يك جاى خالى داشته باشد، شما از ميان اين سه نفر كداميك را سوار ماشين تان مى كنيد؟؟ پيرزن بيمار؟؟ دوست قديمى؟؟ يا آن دختر زيبا را؟؟ جوابى كه آقاى جك به مدير شركت داد، سبب شد تا از ميان دويست نفر متقاضى، برنده شود و به استخدام شركت در آيد. راستى، ميدانيد آقاى جك چه جوابى داد ؟؟ اگر شما جاى او بوديد چه كار ميكرديد ؟؟ و اما پاسخ آقاى جك : آقاى جك گفت : من سويچ ماشينم را ميدهم به آن دوست قديمى ام تا پير زن بيمار را به بيمارستان برساند، و خود من با آن دختر خانم زيبا در ايستگاه اتوبوس ميمانم تا اتوبوس از راه برسد و ما را سوار كند.
+ نوشته شده توسط کازم در و ساعت |
١- مطابق شكل دست خود را براي حفظ تعادل روي يك صندلي بگذاريد پاها را از هم باز كنيد. زانوها را قدري خم کنيد و پنجه ها را بطرف بيرون قرار دهيد تا جايي كه امكان دارد نشيمن را به پايين نزديك مي كنيم سپس حركتمان را بطرف بالا با كمك گرفتن از پنجه هاي پا و بلندكردن پاشنه ادامه مي دهيم تا بايستيم مجددا حركت را تكرار مي كنيم . (١٥ـ١٢ تكرار ، ٢-١ست) اين حركت را مي توان با وزن افزوده با برداشتن يك كوله پشتي نيز انجام داد و يا با قرار دادن وزنه يا صفحات فلزي روي پاها به شدت تمرين خود بيفزاييد.

 ٢ - پارو كردن برف - تقويت سرشانه و زير بغل (ازهرطرف ٨ تكرار طي ٢ـ١ست) : اين حركت بـراي تقويت عضلات پشت و زير بغل ها بسيار مناسب است اين تمرين را مي توان بوسيله توپ مديسين بال ، وزنه سنگين ، كتاب یا كوله پشتي كوچك انجام داد . مطابق شكل بصورت ايستاده قــرار مي گيريد پاها به اندازه عرض شانه ها از هم باز هستند به پايين خم مي شويد و وزنه را بلنــد مي كنيد دقت كنيد پاشنه پا كاملاً بر روي زمين قرار گيرد و كمر صاف باشد وزنه را بطرف بالا و با يك چرخش به طرف شانه برده و با دامنه بيشتري در جهت عكس وزنه را مي چرخانيم و مجـدداً به حالت اوليه باز مي گرديم و حركت را مجدداً تكرار مي كنيم .

 ٣ - گريزي براي بارفيكس رفتن (١٢ـ١٠ تكرار ، ٢ـ٣ ست) : بسياري از مردم فكر مي كنند تمرين كردن به قلب صدمه مي زند در حاليكه ما مي دانيم چنين چيزي ممكن نيست ميله هاي بارفيكس وسايل ارزان قيمتي هستند با قابليت نصب و استفاده در خانه و براي كسي كه مي خواهد سنگنوردي كند وسيله اي با ارزش است . حالا اگر شما در اجراي حركت بارفيكس مشكل داريد اين روش را امتحان كنيد : در مقابل يك ميله قرار بگيريد و چانه را به ميله نزديك كنيد به كمك دستها از ميله آويزان شويد در حاليكه پاها روي زمين قـرار دارند با بلند شدن روي پاها دستها را جمع و چانه را به ميله نزديك كنيد و اين حركت را تكرار كـنيد تمرين را ادامه دهيد تا جائيكه دريابيد كي و كجا خودتان ميتوانيد با وزن خودتان بدون استفاده از پاها به طرف پايين برگرديد و سرانجام شما به اين باور مي رسيد كه توانايي داريد خودتان را بدون استفاده از پاها بالا بکشید.

۴ - تقويت عضـلات سينه اي و دلتوئيدها - پـرس سينه يا شنا سوئدي (١٢- ١٠ تكرار ، ١- ٢ ست) : اين تمرين براي تقويت عضلات قفسه سينه و عضلات كمر بند شانه اي و ماهـيچه سه سر بســيارمفيد است . اگر شما در اجراي حركت بر روي نيمه پا دچار مشكل مي شويد مي توانيـد حركــت را بصورت اصلاح شده به كمك زانوها انجام دهيد حركت آشنا را سعي كنيد بر روي سطحي مرتفع تر از زمين مانند كتاب يا نيمكت هاي كوچك اجرا كنيد ضمن تمرين مي توانيد از حالات مختلف قرار گرفتن دستها سود ببريد .

 ٥ - حركت روئينگ قايقي (١٥-١٢ تكرار ، ١- ٢ ست ) : اين حركت براي تقويت عضلات سرشانه ، پشت (ذوزنقه اي ،متوازي الاضلاع ) سينه مؤثر است بيشتر سنگ نوردان گاهاً دچار گرفتگي عضلات شانه و سينه و گردن مي شوند كه مي توان با اجراي اين حركت از بروز اين حالت جلوگيري كرد و عضلات شانه و دلتوئيدها را به بهترين نحو تقويت نمود . اين وسيله را براحتي ميتوان طراحي كرد با استفاده از يك دوچرخه پايي و يك لوله داخلي با اتصال يك كابل بــه آن لوله رادر دست گرفته و در حالت نشسته لوله را تا زير گردن مي كشيد در اجراي حركت دقت كنيد كاملاً عضلات كمربند شانه اي شما درگير باشد اگر شما چنین وسايلي در اختيار نداريد مي توانيد در يك گوشه از اطاقتان مستقر شويد بازوها را موازي با كف زمين قرار دهيد و با پاها زاويه اي بين ٤٥ درجه ایجاد کنید . بدن مستقيم نسبت به پاها قرار دارد آرنج هـا را تا زاويه ٩٠ درجه خم كرده و حركت پرسي را اجرا مي كنيم در واقع دستها بين ديوار و بدنمان قرار مي گيرد مكث مي کنیم و مجدداً حركت را انجام مي دهيم .

 ٦ - تقويت عضله سه سر بازويي (١٠ـ ٨ تكرار ، ١ـ٢ ست) : تجهيزات لازم : يك صندلي محكم يا تختخواب انجام اين حركت يكي از تمرينات برگزيده براي تقويت عضله سه سر است اگر شما در محل خود به پارالل دسترسي نداريد براحتي بوسيله يك صندلي ميتوانيد اين حركت را انجام دهيـد دستها را روي يك نيمكت قراردهيد و پاها را موازي هم بصورت كاملاً كشيده روي نيمكت ديگر سپس با پايين بردن نشيمن حركت را بطرف بالا كامل كنيد توجه كنيد زاويه آرنج ها از ٩٠ درجه کمتر نشود . ضمنا از ثابت ماندن صندلي يا نيمكت كاملاً مطمئن شويد و وزنتان را روي نيمكت تقسيم كنيد و با فشار پاشنه بدن را كنترل نمائيد.

 ٧ - حركت مچ و ساعد با دمبل بصورت نشسته ( ٢٠ـ ١٥ تكرار ، ٢ ـ ١ست ) : اين حركت براي تقويت مچ دست و عضلات ساعد كمك مي كند . وسايل مورد نياز : دمبل هاي ٨ ـ ٥ كيلوگرمي يا كتاب و يك صندلي يا نيمكت بر روي صندلي بنشينيد و وزنه را در كف دست گرفته و رو به پايين بچرخانيد حركت پايين و بالا آوردن وزنه را با چرخاندن مچ دست ادامه دهيد حركت را با كنترل كامل انجام دهيد دقت كنيد حركت را با وزنه نسبتاً سبك انجام دهيد . پس از آماده سازي خود با اين تمرينات مي توانيد با داشتن برنامه تمريني مناسب كار اصلي خود را آغاز كنيد همچنين به ياد داشته باشيد بين تمـرين صعود و تمرينات بدنسازي خود يك روز استراحت لحاظ كنيد و از افراط در تمرين خودداري كنيد .

 بطور نمونه يك برنامه تمرين هفتگي شامل : تمرين سنگنوردي در سالن يا محل تمرين ، ٢ بار در هفته ، مثلاً سه شنبه و شنبه تمرين قدرتي در خانه ، ٢ بار در هفته ، مثلاً پنجشنبه ، يكشنبه تمريـنات قــلبي و عـروقي بـراي ٣٠ دقيـقه ٣ روز در هفته چهارشنبه ، جمعه ، يكشنبه مطالب بالا براي افزايش مهارت بالا كشي صعود كننده در نظر گرفته شده است . جاي نگراني نيست هر كسي مي تواند بدون كمك ديگري اين كار را انجام دهد حركت بارفيكس بر پايه كشيدن وزن بدن بطرف بالا قرار دارد .

منبع:http://www.kouhandgod.blogfa.com

+ نوشته شده توسط در و ساعت |